ناصر الدين شاه قاجار
7
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى )
مىدهند . قدرى كه رانديم به خرمدره رسيديم ، قدرى خالصه است و مالك هم دارد . اما عجب درهايست . باغات و درخت زياد دارد ، يك فرسنگ طول باغات است . تازه درختها برگ مىكرد . كمكم هم برف توى دره بود . فوج 2 خاصه كه به تهران مىرفت بعضى از صاحبمنصبان آنها را ديدم ، به فاصلهء يك دو فرسنگ به كوه مىرسد . دامنهء اين كوهها نرم است . زراعت ديمى زياد مىكنند . پشت اين كوهها باز خاك خمسه است ، از محال خدابندهلو و بزينهرود كه متصل به خاك همدان مىشود . در دامنه دهى پيدا بود ، قلعه روى تپه داشت مشهور به سباس كه قديم مال عباسعلى خان دو دانگه بوده است . آنها مردهاند ، حالا امام جمعه خمسه و بعضى از اوشافلدهاى « * » ميرشكار دارند ، دهات ديگر هم بود . خلاصه از خرمدره گذشته به ده هيدج رسيديم . خيلى معتبر و باغات دارد . قبل از رسيدن هيدج در نزديك رودخانه به ناهار افتاديم . قنات بسيار معتبرى كه چهار سنگ آب داشت درآمده به رودخانه مىريخت . مال خرمدره است . از هيدج كه قدرى رفتم به ده كوچكى كه نصيرآباد مىگويند رسيديم . دست چپ مال آئى و جهانگير و حسن خان و غيره است . بعد رسيديم صاينقلعه كه منزل است . [ 197 ] باد شديدى آمد و مىآيد كه اوقات را سگ كرده است ، هيچ كس هيچ كارى نمىتواند بكند . همهء چادرها ، تجيرها خوابيده است . دوشنبه 11 [ ربيع الثانى ] : بايد برويم سلطانيه ، صبح سوار كالسكه شدم ، رانديم ، صحرا بسيار خوب است . صاف ، سبز ، پرعلف ، پربوته دست چپ و راست اوايل الى نيم فرسنگ يك فرسنگ
--> * معنى اين لغت يافته نشد ، در چاپ سنگى بجاى آن كلمهء « سوارهاى » به كار برده شده است .